عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
558
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
محمد ! عجب نيايد ترا از اينان كه ميگويند : ايمان داريم به خدا و رسول ، آن گه جهل ايشان بجايى رسيده كه از حكم خدا و رسول با حكم طاغوت ميگردند ، و چون ايشان را گويند : تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ بيائيد به حكم قرآن و به حكم رسول خدا ، رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً تو آن منافقان را بينى كه عداوت دين را از تو بر ميگردند ، و به ديگرى ميشوند . فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ - اين كلمهء تعظيم بر لفظ تعجب ، تهديد و وعيد را گفت . ميگويد : چون باشد حال آن منافقان آن گه كه پاداش كردار ايشان بايشان رسد ، و عقوبت آن برگشتن از رسول خدا بينند . بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ يعنى بما فعلوا . جايهاى ديگر گفت : قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ و قَدَّمَتْ يَداكَ و كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ و كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ . اينچنين الفاظ ميان عرب رواست ، كه در كردار بد نام برند . بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ - اينجا سخن تمام شد . پس ابتدا كرد ، گفت : ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ - اين عطف بر سخن پيش است ، يعنى تحاكموا الى الطّاغوت و صدّوا عنك ، ثمّ جاءوك يحلفون باللَّه . ميگويد : منافقان تحاكم بر طاغوت بردند ، و از تو برگشتند ، پس آن گه آمدند ، و سوگند باللَّه ميخوردند كه ما به آن محاكمت جز خير و صواب و تأليف ميان خصمان نخواستيم ، و ذلك قوله : إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً . گفتهاند كه : معنى توفيق موافقت افكندنست ميان قضاء خداوند جلّ جلاله ، و ميان ارادت بنده ، و اين هم در شرّ بود و هم در خير ، امّا به حكم عادت و عرف عبارتى خاصّ گشته است از جمع كردن ميان ارادت بنده و ميان قضايى كه خير و خيرت بنده در آن بود ، و اين به چهار چيز تمام شود : هدايت و رشد و تسديد و تأييد هدايت راه نمودن حق است ، و رشد تقاضاى رفتن در وى پديد آوردن ، و تسديد حركات اعضاء وى بر صواب و سداد داشتن ، و تأييد مدد نور الهى از غيب در پيوستن .